دنیای من سلاااااااااااام
منو ببخش که خیلی وقته بلاگت رو آپ نکردم دختر خوشگلم...
عوضش بهت قول میدم از امشب دیگه تند تند بیام و اینجا و جبران این روزا رو بکنم
....
الهی من فدای جوجوی ناز خوشگل آروم خانومم بشم من
که لنگش تو دنیا
وجود نداره.
عزیزم امشب که برات مینویسم شما هفت ماهه شدی
(((((هووووووووووووووووو
ووووووووووراااااااااااااااااااا))))
باورم نمیشه چقدر داره تند تند این روزای تکرار نشدنی میگذره
...
امروز تو دانشگاه به خاطر دومین سالگرد نامزدی زیبایی من و پدرت
و خصوصا ماهگرد هفت ماهگی شما دختر خوشگلم
دوباره مثل بیست و هفتم هر ماه کل کلاسمون رو بستنی دادم
***آآآآآآآآآآآخ جووووووووون!***
میدونی عشقم این روزا رگ خواب من فقط و فقط تو وباباییت
شدید...یعنی کافیه یه نفر بگه دخملت یا بگه همسرت
دیگه تموم دنیا رو هم ازم بخواد به عشق شما هر چی بخواد رو میدم بهش...

((((آخ جون که دیوونه ی دوتا فرشته ی خوب و مهربون و بی مانند بودن و موندن چه فازی میده)))))
نمیخوام زیاد اینجا سرتو درد بیارم فقط و فقط تولد ۷ ماهگیت
رو به تو تنها ستاره ی آسمون زندگیم که البته ماهش باباییته و خورشیدش خودم
!!!!! تبریک میگم.
و امیدوارم لحظه به لحظه شاهد رشد و تعالی تو تک دختر خوب و برترم تو همه ی زمینه های زندگی بی دغدغه و لبریز از زضایت و شادیت باشم
.
امیدوارم همیشه مثل امروزت شاد وآزاد وسرشار از آرامش و بی پروا باشی
...
یادت نره مامانی
و بابایی
در هر شرایطی و هر زمانی پشتیبانت
هستن دختر خوشملم.
بووووووووووووووووووو
وووو
ووووو
وووووووووووووووس